تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - تعزیت پدر - پروین اعتصامی
 
دوشنبه 15 خرداد 1391 :: توسط: صابر خطیری ::
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من
یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند
مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من
مه گردون ادب بودی و در خاک شدی
خاک، زندان تو گشت، ای مَـه زندانی من
از ندانستن من، دزد ِ قضا آگه بود
چو تو را برد، بخندید به نادانی من
آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت
کاش می خورد غم بی‌سر و سامانی من
بـِسر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم
آه از این خط که نوشتند به پیشانی من
رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی
بی تو در ظلمتم، ای دیدهٔ نورانی من
بی تو اشک و غم و حسرت همه مهمان مَـنند
قدمی رنجه کن از مهر، به مهمانی من
صفحهٔ روی ز ِ اَنظار، نهان میدارم
تا نخوانند بر این صفحه، پریشانی من
دهر، بسیار چو من سر بـِگریبان دیده است
چه تفاوت کـُـنَـدَش، سر به گریبانی من
عضو جمعیت حق گشتی و دیگر نخوری
غم تنهائی و مَـهجوری و حیرانی من
گل و ریحان کدامین چـَـمنت بـِنمودند
که شکستی قفس، ای مرغ گلستانی من
من که قدر گهر پاک تو میدانستم
ز چه مفقود شدی، ای گهر ِ کانی من
من که آب تو ز سرچشمهٔ دل می دادم
آب و رنگت چه شد، ای لالهٔ نَعمانی من
من یکی مرغ غزلخوان تو بودم، چه فـتاد
که دگر گوش نداری به نوا خوانی من
گنج خود خواندیـَم و رفتی و بگذاشتیـَم
ای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من!


پروین اعتصامی




نوع مطلب : شاعران و نویسندگان کهن و معاصر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 فروردین 1396 03:24 ب.ظ
Yes! Finally something about manicure.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :