تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - سند ِ ازدواج من گـیره... - حنیف خراسانی نژاد
 
سند ِ ازدواج من گـیره، مث چـن تا زمین اوقافی
جرعه جرعه الاغ تر میشه، زندگی تو مسایل کافی

عشق را بعد ِ مرگ خود کشتم، زیـر خربار زیـن بستن ها
هر شبم یک پُک اس توی خودم، لابه لای کنار جستن ها

لحظه را هق زدم به بالاتر، شرح حال نداشته را کـَر کـُن
مث یک آبنبات چوبی باش، پا پیـاده سـوار را خـَر کـُن

پیلگی را فشار آوردم، با فشـارش به پیلگی رفتم
حرفها را شنیدم و بعدش، تا خود ناشنیدگی رفتم

شهر بیرون نمی رود از من، کشورم توی خواب ها مرده
هیجانی س روی این نقشه، نصف دنیا به آب ها مرده

حنیف خراسانی نژاد




نوع مطلب : حنیف خراسانی نژاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :