تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - خمیده قامتم - الهه ضیا
 
شنبه 3 مرداد 1394 :: توسط: صابر خطیری ::
خمیده قامتم
دروازه ها را بگو باز کنند
جایی دگر در این آبادی برای من باقی نمانده
من می روم، تو بمان
تنهایی را با خود می برم
بگذار چشمانت، بلرزد از این رفتن
برایت، چای ریخته ام
فراموش نکنی
سرد شود 

الهه ضیا




نوع مطلب : الهه ضیا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :