تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - یه زنم که خرده پا حرف دلو میزنم - حنیف خراسانی نژاد
 
یه زنم که خرده پا حرف دلو میزنم
یه پرنـدم که زدن کبـابشو خوردن
یه فراری که هزارتا راهو برگـشته
یه حقیقت که دمارشو در آوردن

شکل من باش یه کم حق بده به تنهایی~
مو از این عربده هایی که نخوندم مایی~
که مث یه زیر زمین حبس همین لعنتیه
حق نـداری که به من بگی زن هر جایی

با یه حرکت تو رو از زمین تو می گیرم
توی دروازه شــهر بـی کـسی می زارم
آره حرف مفت ابجی یه بـغل آزادی
جای شلاغ تنت، عاطفه رو می کارم

تـا تـه خودم بـرم دنیـامـونـو راضی کنم
تو کوچه با داش علی دوباره گل بازی کنم
تـوی راه مـدرسـه مـقنـعـه رو وَرش دارم
موهامو با بستن یه کش یه طل راضی کنم

شیک دنیا مث یـه آدامس که ترکیده
یه شنل قرمزی ام که قصه شو نشنیده
مث لخـتیه هـمین فـرشته کوچیـکم
که پرنده بی قفس رو استخونش ریده

حنیف خراسانی نژاد




نوع مطلب : حنیف خراسانی نژاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :