تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - وقتی از خداحافظی با دست‌هایم برگردم - حبیب موسوی بی بالانی
 
وقتی از خداحافظی با دست‌هایم برگردم 
دلم برای سیبی که مادرم در کیفم گذاشته تنگ می‌شود
بر می‌گردم دست‌هایم را ... / نه
که مادرم نیست بگوید: « حبیب » 
قبل از این که به سیب دست بزنی، دست‌هایت را بشور
وگرنه دست‌هایت را فراموش می‌کنی
حتا اگر سیب تَرْکت نکند

حبیب موسوی بی بالانی




نوع مطلب : حبیب موسوی بی بالانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :