تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - تصویر تو - آذردخت ضیائی
 
سه شنبه 3 فروردین 1395 :: توسط: صابر خطیری ::
تصویر تو 
در انحنای خواب های من زندانی شده 
در امتداد نگفته هایی
به لب رسیده از جان 
که بی شکلی موهومی از دستانت را 
به یادم می آورد
و پلکهای من 
که به مرز اشک نزدیکند
از رویای تو 
عبور کرده و
بر فاصله ای بین لبانت 
ایستاده 
یکروز ما 
پشت اولین دیوار ...
یکدیگر را گم می کنیم 
حالا ...
بر سر یک دو راهی 
قدم زنان 
به خواب هایم بر می گردم 
بگذار بشماریم ...یک 
بگذار ... دو 
با اولین سه 
لب بر لبم می گذاری و 
به سیگار بوسه می زنی
وقتی که من 
از تنفس هوای پر از آه خودم 
می ترسم 
باید از خواب هایم بیرون بپرم
خلوت برای تصویری که ساختی 
لازم است

آذردخت ضیائی




نوع مطلب : آذردخت ضیائی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :