تبلیغات
اشعار و نوشته های ناب . - پیراهنی که سایه ندارد - حبیب اله قلیش لی
 
پیراهنی که سایه ندارد
ابریشمی که جامه درانید
ای خواب های منتظر و کال
از قاب بی تناسب شب
خیره بگذرید
این آخرین نگاه به تصویر آفتاب
ما را برای قاب شدن مات می کند
می خوانمت به نام
می نوشمت به جام
می بوسمت بکام
ای نانوشته پند
بر فال من مگرد
من لولی ی سپیده دم زندگانیم
با من گمانه های مدارا لولی وش نشانه ی چرخنده می شود
ای ضربه های حوصله دست از سرم بدار
من کشته ی رها شده ی دشت ارژنم
با من صبور باش
وگرنه بهم زنم
این چرخ پر فریب شب آهنگ کهنه را

حبیب اله قلیش لی
1394/12/24




نوع مطلب : حبیب اله قلیش لی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.
دیوار سایت

کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

مدیر سایت : صابر خطیری ::
لیست شاعران دوست طبق حروف الفبا
آخرین اشعار
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :